Talk:National Intelligence Service (South Korea)

From Wikipedia, the free encyclopedia
Jump to: navigation, search
          This article is of interest to the following WikiProjects:
WikiProject Korea (Rated C-class, Mid-importance)
WikiProject icon This article is within the scope of WikiProject Korea, a collaborative effort to build and improve articles related to Korea. All interested editors are invited to join the project and contribute to the discussion.
C-Class article C  This article has been rated as C-Class on the project's quality scale.
 Mid  This article has been rated as Mid-importance on the project's importance scale.
 
 
WikiProject Espionage  
WikiProject icon National Intelligence Service (South Korea) is within the scope of WikiProject Espionage, which aims to improve Wikipedia's coverage of Espionage and Espionage-related topics. If you would like to participate, visit the project page, or contribute to the discussion
 ???  This article has not yet received a rating on the quality scale.
 ???  This article has not yet received a rating on the importance scale.
 
WikiProject Military history (Rated Start-Class)
MILHIST This article is within the scope of the Military history WikiProject. If you would like to participate, please visit the project page, where you can join the project and see a list of open tasks. To use this banner, please see the full instructions.
Start This article has been rated as Start-Class on the quality assessment scale.


South Namsan Mountain san[edit]

"Namsan Mountain" is a bilingual redundancy. Because "san" is the romanization of the Korean word for mountain, there is no need to follow the mountain's name by repeating "mountain." Amateurish and sloppy. —Preceding unsigned comment added by 64.147.165.100 (talk) 17:50, 29 June 2009 (UTC)

اتحاد عملکردي اتحاد سیاسی سیر تکاملی حل بحران های جهانی در همه زمینه ها[edit]

با عرض سلام خدمت مدیریت سازمان امنیتی و جاسوسی کره شمالی و با تشکر از شما جا داره در اولین متن مباحثه در سری متون مباحثات برای سازمان های امنیتی در سر تاسر دنیا البته در هر متن مباحثه برای سازمان های جاسوسی که در نظر گرفتم درواقع این رو عنوان خواهم کرد اما این اولین خسته نباشیدی هست که در خصوص شروع مباحثاتم برای سازمان های جاسوسی در سرتاسر دنیا خواهم فرستاد بنابراین خسته نباشید بابت فعالیت هاتون در خصوص مسائل امنیتی کشور و نیز حفظ انسجام یک کشور گفتم حفظ امنیتی کشور یه زمانی بود که در زمان های گذشته که من هم نبودم اما در این خصوص مطالعه کردم این سازمان های امنیتی در کشور به شکل نگهبانان یک منطقه حکومتی  در خصوص ورود و خروج افراد به داخل کشور و خارج از کشور بودن وظیفه انان نگهبانی از مرزهای یک منطقه بود واسه خاطر یک هدف فعالیت میکردن اون هم انچه که در مصوبه وظیفه اشون نوشته شده بود زیباترین نحوه فعالیت های انان در زمان پیامبران و امامان  در یک کلام در زمان انسان هایی بود که هدف افرینش رو به مسیر سر تکاملی میدین و برای تحقق چنین هدفی فعالیت میکردن بود و بابراین  چون در اون دیگه اصل هدفی که داشتن دفاع از مسئولیت هایی بود که در نهایت میرسید به سیر تکاملی ادمی حالا چگونه؟اونا موجب حفظ انسجام در یک منطقه میشدن یعنی با هرگونه توطئه و نیز اشوبی که در نتیجه ایجاد بی نظمی و با این هدف در یک منطقه بنا میشد رو کنترل میکردن و با رابطه مکملی که با سایر مسئولین یک نظام حکومتی که در معنای بهتر بگم خدمتی و اداره کنندگی برای منطقه نظارتی داشت در نهایت میرسید با هدف سیر تکاملی ادمی بنا نهادن اصولی عدالت حقیقت جویی و ازادی بیان و قضاوت در اعمال افراد جامعه  بنا به دلایل منطقی و غیر منطقی آنها و متناسب با اصول سیر تکاملی و با هدف اصلاحات در جامعه هدف آنها از حکومت درواقع این مرزهایی که انسان ها بین خودشون قرار دادن و هر حکومت داری واسه اینکه این حکومت رو در چنگ داشته باشه دست به عمکلردی میزنه حتی فروختن مسیر که خدا برای انان در نظر گرفته و به همون موجب اسیب رسانی به خود و  دنیای پیرامون خود و هر انچه در آن موجود هست اونا واسه این از منطقه حکومتی حفاظت نمی کردن که بخوان با هدف ماندگاری یک حکومت و حکومت داری و حفظ قدرت باشه چرا؟چون در نگاه و دیدگاهشون بین ادما مرز انتخاب نمیکردن اونا سرتاسر زمین رو یک زمین می دونستن نه چند زمین و اونا انسان ها رو یکی می دونستن چون دارای یک سیر تکاملی دارای یکسری امکانات برای رسیدن به این سیر تکاملی دارای یک مقصد نهایی بودن که نیاز فطری آنها به انان می گفت نه آنچه که شکل و ظاهرشون تعیین میکرد و در حکم نژاد اونا تعیین میشد و مرز نهاده میشد بر حسب تجمع اون نژاد ها در یک منطقه و نام یک کشور و یا یک منطقه رو به خودش میگرفت واسه خاطر همین بود که متناسب با همون هدف این سازمان های امنیتی بنا به مقدورات و نظم وظیفه ای فقط و فقط در جهت ایجاد نظم و جلوگیری از بلبشوهایی که با هدف سلب ارامش ادما و زیر پا نهادن حقوق انسان های دیگه همراه بود جلوگیری میکردن و به همون میزان بخش قضایی وظیفه بررسی و رسیدگی به این اشوب ها رو با بررسی و رسیدگی تعیین میکرد تفاوتی که این بخش قضایی داره با بخش قضایی الان  داره این هست که سازمان قضایی اون دوره با هدف تکامل ادما و  گذر ادما از سیر تکاملی رفتار میکردن و بیشتر از آنچه که بخواد اونا رو با شکنجه تنبیه کنه و در مسیر سیر تکاملی قرار بده در درجه اول خودش با گذر از مسیر سیر تکاملی در جایگاهی قرار میگرفت که بتونه بر طبق اصول انسانیت و حقیقت جویی و وجدان و نیز با هدف سیر تکاملی موجب عمکلردهایی بشه که این عمکلردها در نتیجه گذر اونا از سیر تکاملی بوده و تاثیری که این تاثیرات سیر تکاملی در عمکلرد بر عمکلرد انسانهای دیگه میگذاشت اونا برای قضاوت خودشون این معیار رو اصل قرار داده بودن که عمکلرد اونا با هدف گذر ادمی از سیر تکاملی باشه این درواقع یکی از تاثیرات عمکلردی هست که ادمی با قرار گیری در مسیر سیر تکاملی سعی میکنه اونو به اجرا در بیاره و نمایی از قضاوت خدا رو در زمین بنا کنند اونا برای حق الناس داشتن ادما بر سر همدیگه بر طبق اصول عادلانه و بدون در نظر گرفتن جنسیت و مقام و نیز دارایی و نیز ویژگی هایی که محدود میشه به مادیات و ویژگی هایی که میزان مقام و نیز جنسیت افراد رو بنا کنه رفتار نمیکردن بلکه نوع قضاوت ان ها بر حسب قضاوت یک انسان در برابر انسان بود واسه خاطر همین بود که اگه یکی از مسئولین حکومت مرتکب جرمی میشد مجازات اونو مساوی با همون جرم در یک ادم معمولی میپنداشتن و حتی بیشتر چون میزان مجازات با میزان جرم سنجیده میشه و اونا بر حسب حق الناس قضاوت میکردن نه حق الدولت چون دولت وظیفه نظارت کردن رو بر عهده داره و قضاوت ممکنه بگید ایا مسئولین دولت حق و حقوقی ندارن ؟بله حق و حقوق دارن و منظور من از جمله بر حسب حق الناس نه بر حسب حق الدولت درواقع دولت و مسئولین همراه با آنی بودکه در انجام تمام وظایف نظارتیشون کوتاهی نکردن و برای حکومت فعالیت نکردن بلکه برای سیر تکاملی ادما و بنا به هدف رسیدن ادما به مقصد نهایی و شکوفا شدن روحشون در کالبد جسمشون فعالیت کردن اونا برای سیاست فعالیت نکردن و سیاست رو تابعی از روش سیر تکاملی ادمی و نیز مسیری که ادمی در نهایت باید به سمت مقصدی که خدا برایش تعیین کرده می دونستن واسه خاطر همین بود که با چنین عمکلردی اونا از عواملی که موجب تحریک هوس های نفس اماره با حکمت و قدرت بود کناره گیری میکردن و اون عمکلرد ها زیر نظارت سیر تکاملی می دونستن به مرور زمان وقتی به همون اندازه که در سیر تکاملی به سمت جلوتر حرکت میکردن سیاست در عمکلردهاشون کم رنگ تر و کم رنگ تر میشد چون به همون میزان که هریک از موهبتهایی که خدا در سرشت آنها قرار داده به قرارگیری در مسیر سیر تکاملی ادمی و بعد از ان با رسیدن به یقین و بستن بند و بساط سفرشون برای گذر از سیر تکاملی ادمی به همون میزان، میزان نظارت آنها از مسیر سیاست که با هدف ایجاد انسجام در جامعه بود کم کم مبدل به انسجام خود به خودی در جامعه مبدل میشد جز انان که بین مسیر سیر تکاملی و مسیر هایی که خودشون برای برطرف کردن نیاز فطریشون در نظر گرفتن که در نهایت حلقه زنجیره هوس های نفس اماره به گردن اویختن و خود به جای اینکه با هدف عقلانی اینکه این سیر تکاملی در ادمی با هدف اسارت و محدودیت برای ادمی هست و این مسیر ادمی رو محدود میکنه و قوه اختیار رو ازشون میگیره با حرکت در مسیرهایی که خودشون برای خودشون یا با هدف فراموش کردن و بی توجهی به نیاز فطریشون که سوق دهنده به سمت مسیر سیر تکاملی هست و یا پاسخ گویی در مسیری که خودشون ساختن به نیاز فطریشون هست در نهایت به علت عدم قرار گیری در مسیر سیر تکاملی و عدم استفاده درست از امکاناتی که خدا در اختیار انها قرار داده با هدف قرارگیری در مسیر سیر تکاملی و عدم یک چهار چوب درست برای تشکیل پایانامه زندگیشون خودشونو غرق در پیج و خم های مسیری کردن که خودشون برای خودشون ساختن پیج و خم هایی که به جای اینکه در نهایت روح ادمی رو در کالبد جسمش شکوفا کنه  اون رو به اخرین مرحله از مراحل 7 گانه تکاملی برسونه که بعد از گذر از مسیر سیر تکاملی در ادمی و رسیدن به یقین و نیز محافظت روح ادمی از هوس های نفس اماره و باز شدن دریچه قلب ادمی به روی انوار هدایت کننده الهی و روشن شدن مسیر تکاملی ادمی در مقابل دیدگانش که در نتیجه ان ادمی به استفاده درست از عقل و منطق خویش می پردازه و در نتیجه این استفاده درست به استفاده درست به قوه جست جو گرانه اش و نیز عمکلرد می پردازه و مثل راه رفتن در اتاق تاریک بدون اسیب به خودش و دنیای پیرامونش به کفش و نو اوری و بتکارات دست میزنه متناسب با شکوفا شدن هر انچه که خدا در روح و سرشت ادمی به ارمغان نهاده وقتی ادمی با گذر در مسیر سیر تکاملی در نهایت به یقین رسید در واقع به مراحل اولیه 7 مرحله تکاملی رسیده و ان هم مراحل کشف رموز افرینش در نتیجه کشف قوانین موجود در افرینش و تمام پدیده های موجود در آن و در نتیجه کشف این رابطه به کشف رموز موجود در افرینش پرداخته درواقع این نشون میده وقتی ادمی در مسیر سیر تکاملی قرار میگیره وقتی به استفاده درست از عقل و منطق خویش می پردازه که در نتیجه اون عقل و منطق ادمی هم نقش محافظتی موقت از روح ادمی با قرار گیری در مسیر سیر تکاملی و هم نقش استاردگر قرارگیری ادمی در مسیر سیر تکاملی باشه و هم اینکه شروعی باشه برای حرکت در مسیر تکاملی ادمی . درواقع زندگی نامه ادمی مثل نوشتن یک پایانامه میمونه وقتی ادمی به چنین استفاده درست دست یافت و بر اساس یک چهار چوب زندگی نامه خودشو وقف داد با چهار چوبی که خدا برایش تعیین کرده از طریق رسالت موجود در دین و نیز دین اونم چه دینی دیی که در نتیجه تفکر در ان به نکات کلیدی موجود در آن بپردازیم و نیز اموزش استاد یار این پایانامه زندگی همون پیامبران و امامن هست که با تفکر در نکات کلیدی زندگی نامه انان به کسف نکات کلیدی موجود در آن و نیز روش استفاده از چهارچوب پایانامه یعنی رسالت دین که همون کتب اسمانی هست خواهیم پرداخت نوسیده این پایانامه زندگی خود ما هستیم و این نمونه بارزی از قدرت اختیار ادمی هست که هر کس رو مسئول پایانه زندگی خودش می دونه این پایانامه زندگی هست که نمایش تمام اعمال ادمی رو از بدو تولد تا لحظه مرگ نشون میده و این پایانامه زندگی هست که اگه بر حسب چهارچوب و در مسیر سیر تکاملی نوشته شه موجب به تکامل رسیدن و رویش تمام انچه در روح و سرشت ادمی هست در کالبد جسمانیش میشه و این پایانامه زندگی هست که اگر بر حسب چهارچوب سیر تکاملی باشه ادمی رو به استفاده درست از تمام امکاناتی که خدا در اختیارش قرار داده میکنه وقتی از این امکانات به درست استفاده بشه کشف و جست جو معنای حقیقی پیدا میکنه علم معنای حقیقی پیدا میکنه و حدکاثر توانایی ادمی در نتیجه تفکر در افرینش که مقدمه سیر تکاملی در ادمی از مراحل 7 گانه تکاملی هست اونو به مرحله ایم میرسونه که می تونه به اصل هسته افرینش پی ببره و اینجاست که اشرفیت مخلوقات معنا پیدا میکنه یعنی ادمی به مرحله ای میرسه که هیچ یک از افریده های خدا حتی فرشتگان هم به این مرحله نرسیدن و چنین مرحله ای هست که انسان به مرحله عالم العلوم میرسه و از توانایی هایی بهره مند میشه که به جای اینکه یک شاخه از علوم افرینشی رو که تمام انچه در هستی ان وجود داره به هم مرتبط هست در نتیجه این رابطه تکاملی در بر میگیره و فقط به یک کشف در یک زمینه نمی پردازه بلکه به کشف در تمام زمینه ها می پردازه مغز ادمی توانایی در برگیری معلوماتی رو داره که ادمی رو تا اخرین مرحله 7 گانه تکاملی در نتیجه تقویت بخشی به هرکی از مراحل سیر تکاملی و نیز حرککت ادمی در هریک از مراحل تکاملی بعد از آن کمک میکنه به شرط انکه با قرار گیری در مسیر سیر تکاملی به جای اینکه ان را محدود و خود را در زنجیر بدونه و با قرار در مسیری که خود تعیین کرده که در نهایت به علت عدم چهار چوب مناسب به ازای هر گامی که بر میداره برای رسیدن هدف و مقصدی که نیاز فطریش میگه در نتیجه کشف قوانین موجود در افرینش و یا زندگی در جهان افرینش و نیز ابتکار و نواوری در نتیجه کسف این قوانین و یا بی توجهی به نیاز فطریش و بهره گیری از هر گونه لذت هایی در جهان مادی که خود را و زندگی خود را محدود به ان دانسته با تمام این موارد ادمی به جای اینکه یک گام به مقصد نزدیک تر بشه و یک گام بر داره در مقابل یک چهار راهی قرار میگیره که مجبوره هریک از این مسیر های ور برر گزینه و بعد در امتحان کردن هریک از اون مسیر ها باز به یک چهار راه بر میخوره که مجبوره باز هریک از اونا رو برگیزنه به همون میزان که ادمی در این مسیرهایی و پیچ و تاپ هایی که در نتیجه برررسی های خودش در مسیری که برای خودش ساخته اسیر و گرفتار میشه و مثل راه رفتن در یک اتاق تاریک بدون هچ نوری با اسیب رسانی به خود و دنیای پیرامون خود به کشف قوانین موجود در پدیده ها می پردازه و و چون هوس های نفس اماره همواره ادمی رو تحریک میکنه بدون داشتن هیچ سپر محافظتی در برابر ان روح ادمی رو به تسخیر خودش در میاره و این تسخیر موجب میشه که هوس ها نفس اماره باشه که بر عقل ادمی ونیز عمکلرد و استفاده از قوه جست و گرانه ادمی نظارت داشته باشه و این هست مشکلی که جهان رو اسیر خودش کرده زنجیر هوس های نفس اماره هریک از انسان ها رو به هرشکلی اسیر خودش کرده در حالیکه خود ان ها انقدر غرق در لذت های ان هستن که فراموش میکنند سالیان سال غلام حلقه به گوش هوس های نفس اماره شون هستن جنگ میکنند و فکر میکنند پیروزی این جنگ پیروزی بر ظلمه در حالیکه این جنگ نشانه ضعفه ادمی هست ضعفی که نشات گرفته از شکست اونا در درونشون در برابر هوس های نفس اماره که با قرارگیری در مسیر هایی که خودشون برای خودشون ساختن و بروز صفاتی که در نتیجه سیاست سیاستمداران در دنیای امروز حاکم شدن حکومت و قدرت و موقعیت در نتیجه سو استفاده از باور مردم برای ماندگار حکومت انها پیروزی انان در جنگ ها پیروزی نیست چون پیروزی زمانی معنا داره که ادمی در مسیر سیر تکاملیش بتونه در درجه اول با هوس های نفس اماره اش مقابله کنه و در جگ درونیش پیروز بشه وقت ادمی در جنگ درونیش پیروز بشه و مسیر سیر تکاملی رو در پیش بگیره دیگه واسه قدرت و حکومت و موقعیت نمیجنگه بلکه برای دفاع از مسیر سیر تکاملی و قصدی می جنگه که نیاز فطریش اونو سوق میده و معنای واقعی شهادت در این معنا پیدا میکنه نه در جنگیدن در راه مادیات .ما انسان ها همیشه برای تبعیت کردن این جزو یکی از ویژگی های ذاتیمون هست و نیز حتی برای کشف قوانین موجود در افرینش و کلا هرگونه عمکلردی که انجام میدیم دنبال ریشه میگردیم این جزو یکی از ویژگی های قوه جست جو گرانه هست که جزو ویژگی های فطری ادما و مشترک در همه ماهاست بنابراین در نتیجه این ریشه یابی هست که به دنبال هسته اصلی میگردیم و در نهایت بعد از اثبات اون به تیعیت و نیز به باور یقینی از اون میرسیم و اگه قوانین افرینش باشه از طریق تبعیت اون به ابتکار و نواوری و استفاده از ان برای زندگی می پردازیم و اگه مسئله تبعیت از یک ادم باشه با قبول اینکه اون فرد صلاحیت تبعیت کردن رو داره و نیز بسته به شرایط اون منطقه که داریم زندگی میکنیم با کمک انچه عقل و منطق ما میگه به عنوان استارد گر در هر عمکلردی میاییم جست جو میکنیم و بعد از ان اگه به باوری از اون رسیدیم ان را تبعیت میکنیم این نشون میده ادمی تا براش ثابت نشه به تبعیت نمی پردازه و اگه هم بپردازه تبعیت واقعی نیست دفاع از امکانات سیر تکاملی هم اگه بخواد به عنوان هدف اصلی قرار بگیره و تنها ادمی خود را محدود به آن کنه نمی تونه معنای واقعی دفاع باشه چرا؟چون ادمی خودشو محدود به این امکانات کرده نه ریشه و هدف استفاده از این امکانات وقتی ادمی خودشون محدود به امکانات سیر تکاملی کنه مثل تبعیت کردن از کسی میمونه که نسبت به اون به باور نرسیدیم و همین جوری داریم ازش پیروی میکنیم چرا؟چون خودمونو محدود یه امکانات سیر تکاملی کردیم نه هدف استفاده از ان مسلما در چنین حالتی فرد به استفاده از امکانات نمی پردازه چرا؟چون وقتی کسی خودشو محدود به امکانات سیر تکاملی بکنه و از هدف و مقصد نهایی غافل بشه درواقع مثل قرار گیری در یک خانه مستاجری میمونه که برای ماندگاریش داره بها می پردازه و باج میده تا از اون خونه استفاده کنه البته این مثاله ها دارم میزنم اما وقتی کسی مستاجری بمونه تا در نهایت بره خونه بگیره نسبت به اون کسی که بسنده به خونه مستاجری کرده یک قدم جلوتر خواهد بود دیگه بنابراین هدف و مقصد نهایی مهمه و وقتی ادمی در مسیر سیر تکاملی قرار بگیره دیگ انچه که براش مد نظره مقصد و هدف ان هست و به همون میزان سعی میکنه از امکانات استفاده کنه و وقتی استفاده کرد در نتیجه دفاعی که میکنه دیگه دفاع امکانات نیست بلکه اون مقصدی هست که براش داره دفاع میکنه و همه اینا زیر مجموعه اون هست به همون میزان که امکانات داره مرتبه بالایی باشن درج و بها دادن ادمی به انها سنجیده میشه که به ترتیب از مقصد نهایی سیر تکاملی ادمی که خود خداست شروع میشه تا چهارچوب پایانامه زندگی ادمی که همون رسالت و کتب اسمانی هست تا اموزگاران که در حکم استاداران این پایانامه زندگی هستن که پیامبران و امامان هستن و تا افرینش و پدیده های موجود در ان که میرسه در نهایت به خودمون این سیر بهایی هست که ادمی با قرار گیری در مسیر سیر تکاملی میده بنابراین با این صحبت ها انچه که هدف اصلی سازمان های امنیتی که در اشکال ظاهری متفاوت در دوره های پیامبران و امامان و انسان ها پاک نیت که مسیر سیر تکاملی رو بر گزدین با قرار گیری حکومتی که هدف ان سیر تکاملی بود با هدف دفاع از چنین مسیری که ادمی با قرارکیری در سیر تکاملیش بها نهاده سنجیده میشه میبنید که در این مسیر وجود مرز معنا نداره چون مرز و محدوده انچه هست که ادمی بنا نهاده در حالیکه زمین خدا یکی بوده  ممکنه بگید چنین چیزی امکان پذیر نیست که الان همه ما کشورها بشیم یک زمین و یک نفر حکومت کنه خب درست چنین چیزی امکان پذیر نیست اما اتحاد که امکان پذیره و اما دفاع از مرزها با هدف قرارگیری در سیر تکاملی و نیز دور کردن هوس های نفس اماره از انسان ها با عمکلرد درست و نظارت درست و حکم فرمایی درست که امکان پذیره؟ایا چنین چیزی علنا در دنیای امروز وجود داره ؟ایا کسی که مجازات میکنه بر طبق قوانین که در نهایت با هدف سیر تکاملی ادما و هدایت اونا به این مسیر باشه مجازات میکنه ایا حکم مجازات به خوبی در دنیای امروز اجرا میشه؟و ایا بیشتر از انچه که حقوق مد نظر باشه در نظارت سیاست مد نظر نشده؟انکارش نکنید که عمکلرد سیاستم داران شما بر مبنای موقعیت و حکومت و قدرت هست از رقابت های سیاسیتون گرفته تا ترفندهای گوناگون برای پوشاندن عمکلردهاتون با هدف قدرت طلبی حکومت و...به همین منظور تبعیت سازمان های امنیتی و جاوسی بیشتر از انکه با هدف حدلاقل وظیفه خود صورت بگیره با هدف جاسوسیت در کار این و اون با هدف قرت طلبی و رقابت های متناسب با اون درگیری با افرادی که هدف اصلاح طلبی را به همراه دارن  و درگیری با افرادی که حضور ان ها و عمکلردهاشون موجب رو شدن گندکاری های سیاست شما مسئولین رو به همراه داره که و یا درگیری با افرادی که ریشه در خود شما دارن و به همین دلیل توانایی نابودی انها را ندارید ولی به علت یک درگیری سیاسی که با شما سر قرت طلبی هاتون دارن انانی که اسیر و قربانی این بازی سیاستی شما میشن زیر دستان انان و مردم هستن مثل مشکلاتی که الان در کشورای بحران زده که به ظاهر ادعا برطرف کردن این بحران ها رو در سایت های خبری رسانه های که متناسب با ترفند سیاسی مسئولین حرف میزنند میبینیم ولی خبرهای مستقیمی که به دستمون میرسه تا اون خبرها زمین تاآسمون فرق داره که این خود نمایشی از ترفند سیاسی مسئولین برای جلب باور مردم هست.و مثل شمایی که چنان در این رقابت سیاسی پیشتازی کردین که بیشتر ازانکه به افربنش و دنیای پیرامونتون فکر کردین به تخریب ان در نتیجه استفاده نادرست از امکاناتی که خدا در اختیارتون قرار داده با هدف سیر تکاملی می پردازین و مثل حرکت در اتاق تاریک با هدف اسیب رسانی به خود و دنیای پیرامونتون فعالیت میکنید و اسمشو میزارید صعنتی شدن و پیشرفت درست اما چه جور صنعتی شدنی صعنتی شدنی که با هدف اسیب رسانی به افرینش باشه چرقه تخریب هایی که ادمی ایجاد میکنه تا ترمیم ان تا به الان سیر نزولی داشتهو داره بیشتر و بیشترهم میشه تخریب که خود استفاده نادرست از افرینش و نیز پدبده های موجود در آن هست که با هدف های مختلف که همشون تبعیت از هوس های نفس اماره با قرار گیری در مسیر غیر از سیر تکاملی و بدون چهار چوب بوده و ترمیم هم که تنها با هدف ترمیمی این تخریب ها بوده که خود چون در مسیری غیر از سیر تکاملی هست با برداشتن یک گام به سمت جلو هزاران اسیب رو به خود و جهان پیرامون میزنه بنابراین میزان تخریب ها در دنیای امروز از یک نمودار تصادی پیروی میکنه که اثراتی دوبرابررو  داره به افرینش و ما میزنه و این خود نشان دهنده عدم استفاده درست از امکاناتی هست که با هدف سیر تکاملی در اختیار ادمی قرار گرفته شدن و انتخاب مسیری هست که ادمی خود برای خود تعیین میکنه به دلایل مختلف که خود این دلایل ریشه در عدم مقابله با موانعی داره که در مسیر سیر تکاملی قرار گرفته کالبد جسم و هوس های نفس اماره که در نهایت ادمی رو به جای انکه از ان دور کنه دوباره تابع ان میکنه که وضعیتی بدتر از مقابله شدن در مسیر سر تکاملی به همراه داره و یا اینکه ادمی در نتیجه باور نادرست از خود و جهان افرینش حس میکنه که اینکه حرکت در مسیر سیر تکاملی نوعی تبعیت و عدم ازادی هست که در نهایت اسیر هوس های نفس اماره میشه به علت عدم قرار در سیر تکاملی و محافظت از روحش در براب ان و ادمی در مسیری که خود تعیین کرده گرفتار و گیج و گمراه میشه فکر کنم برای این بار صحبت از مباحثات سیاست عمکلردی از سیاست نوین کافی باشه چون بخش دیگرشو در پیج مسئولین کره شمالی خواهم گفت. .و اما برسیم به مسئله ایده ام در خصوص مقابله با بیماری ناشناخته ای ال اس و نیز همین مقدمه ای بشه برای پیشبرد در حل بیماری های ناشناخته دیگه اونم ابن هست که قصد دارم با ابده قرار دادن گسترش دادن شعب در خصوص چنین سازمان هایی در سرتاسر دنیا و تمرگز کمک های مالی مردم در هر منطقه در خصوص تشکیل این سازمان ها در سرتاسر دنیا هم نوعی پیشبرد باشه چون با توجه به اینکه وجود بیماری های ناشناخته معمولا می تونه گسترش داشته باشه در سرتاسر دنیا بد نیست در خصوص پیشبرد بیشتر در نتیجه حل این جور بحران ها این شعبه از یک سازمان مشخص در خصوص حل بیماری های ناشناخته در سرتاسر دنیا مخصوصا در مناطق که پراکندگی بیماری های ناشناخته در اون مناطق زیاد هست باشه و در کنار اون این شعبه وابسته شه به یک شعبه مرکزی در یک منطقه مشخص که این شعبه مرکزی در واقع یک سازمان کلی باشه که این سازمان خودش از پژوهشگرانی در سرتاسر دنیا تشکیل شده باشه که هم نوعی اتحاد برقرار بشه در سرتاسر دنیا بین پژوهشگران و هم اینکه این پژوهشگران نماینده کارای پژوهشی در هر شعبه از سازمانی باشن که داره روی اون بیماری یا بحران بررسی میکنه این هم پیشبرد رو میبره بالا به دلایلی که الان میگم.اولین دلیل این هست که معمولا برای بررسی و حل بیماری های ناشناخته اول از همه باید بررسی شه پراکندگی این بیماری مورد نظر در کدام منطقه وجود داره و گسترش این بیماری چگونه هست تا بخواییم متوجه تاثیرت محیط رو بر این بیماری بررسی کنیم و نحوه زندگی ادما در هر منطقه و از سویی بخواییم بررسی کنیم که ایا این بیماری نقش واگیری داره ایا نوع نژاد افراد و ساختمان بدنی افراد در مبتلا شدن به این بیماری موثر هست و این یک نقشه اماره از میزان تعدد این بیماری دستمون بیاد بعد اینکه چنین بررسی در تک تک مناطق توسط شعبه های این سازمان مرکزی نوع بررسی رو دقیق تر میکنه چرا؟چون داد های که از در هر بررسی از مناطق مختلف به دست شعبه مرکزی میرسه به شعبه مرکزی اون سازمان در خصوص حل بحران کمک میکنه تا بتونه در نتیجه یک بررسی کلی سریع تر به جواب برسه و هم اینکه اتحاد بین افراد رو بالا میبره و نوع رقابت بین پژوهشگران در تک تک مناطق دنیا یک رقابت سالم و با هدف حل بحران و بیماری میشه و در ابن فضای رقابتی سالم هر پژوهشی جدا از اینکه افتخار پژوهشگران در یک منطقه میشه اساس و زمینه و یک جز از پژوهش نهایی میشه در خصوص حل اون بحران که خود این پژوهش نهایی نیز توسط هریک از پژوهشگران در تک تک نقاط این کره خاکی صورت میگیره و خود این پژوهش ها میشه اساس و پایه پژوهش های بعدی در این سازمان این سازمان ها در واقع در کنار سازمان هایی که مختص هر منطقه هست تحت عنوان سازمان جهانی شناخته بشه چرا؟چون در نهایت متصل به یک سازمان جهانی و مرکزی هست که خود این سازمان با اعضایی در تک تک این مناطق کره زمین تشکیل شده بررسی هاشونو در خصوص حل اون بحران به شکل جهانی و همه جانبه انجام میدن خیلی خوبه که چنین سازمانی و شعبه های متصل با این درواقع متصل به سازمان های خصوصی باشه که در هر منطقه ایجاد شده چرا؟چون اطلاعات این سازمان با سازمان های خصوصی مبادله و امکان در دسترس قرار گرفتن این امکانات رو در هر منطقه در اختیار مردم و نیز تاثیر میزاره در روند ای رقابتی سالم تر بشه و هم بلبشو های جهانی در نتیجه بازی های سیاسی سیاستمداران کمتر بشه .این از این موضوع فکر کنم واسه حرکت اول در سیاست عمکلردی در سیاست نوین با هدف اصلاحات در مسیر سیر تکاملی کافی باشه و اما در خصوص مسئله عراق ترجیح میدم این مبحث رو در بخش خبری از برنامه های توییتر مطرح کنم چون مباحث خبری باید در بخش خبری ایجاد بشه.با تشکر از شما و توجهتان. Naghmehfay (talk) 21:06, 3 September 2014 (UTC)